موسیقی پاپ

موسیقی پاپ

کنسرت موسیقی پاپ، خوب یا بد؟

نمی توان سلیقه های مردم را مدیریت کرد:
سالهاست که بازار بحث اختلاف نظر علاقمندان به موسیقی پاپ و سنتی داغ است و در این میان، علاقمندان به موسیقی سنتی به شدت به رواج کنسرتهای موسیقی پاپ به ویژه در شهرستانها اعتراض دارند.
این اختلاف نظرها از دیرباز وجود داشته است. اگر شما سری به مجلات موزیک ایران در دهه 50 بزنید، این اختلاف نظرها را به وضوح در آن مشاهده خواهید کرد. طرفداران موسیقی سنتی، در همان زمان، هنرمندان موسیقی پاپ را مطرب، کوچه بازاری و دلقک می خواندند و اعتقاد داشتند موسیقی جدی کشور به شدت در معرض خطر قرار دارد. امروزه نیز، هنرمندان موسیقی سنتی، موسیقی پاپ را مبتذل، بی محتوا و مجلس گرم کن می خوانند و هر از گاهی توهین های بسیار زننده ای نیز در این میان به گوش می خورد.
هنرمندان موسیقی پاپ، گاهی از منظر اخلاق مورد نقد قرار می گیرند و با انواع و اقسام اتهامات مورد حمله قرار می گیرند. حتی هنرمندان بی حاشیه ای مانند «محسن چاووشی»  نیز از تیغ این حملات بی نصیب نمی ماند.
اما چرا با وجود جایگاه والای موسیقی سنتی، نزد اهل فن، تمام بلیتهای کنسرتهای پاپ در کسری از ساعت فروش می روند و سالنها مملو از جمعیت مشتاق است. و چرا از بسیاری از موسیقی های سنتی به این شکل استقبال نمی شود؟
پاسخ به این سوال، نیاز به مطالعات دقیق جامعه شناسی و نقد منصفانه آثار موسیقی دارد و بحث در مورد آن نمی تواند محدود به یک مقاله ی کوچک شود. در این بین چراهای فراوانی وجود دارد که باید به دقت پاسخ داده شوند. اما با یک نگاه سطحی و گذرا به تاریخ هنری کشورمان، شاید بتوانیم به پاسخهایی فوری دست یابیم. 

1.  جمعیت کشور ما، جمعیتی جوان است. به ویژه در برخی از شهرستانها، طیف وسیعی از علاقمندان به موسیقی، بین سنین 14 تا 30 ساله هستند که طبیعتا واکنش های هیجانی بالایی دارند که این واکنش ها با بالا رفتن سن، کم کم تعدیل می شود. علاقمندان به موسیقی پاپ، در سالن کنسرت خود را آزاد می بینند تا با تمام وجود جیغ بزنند، سوت بکشند و حتی برقصند و یا با خواننده همخوانی کنند. در تمام دنیا نیز، علاقمندان به موسیقی پاپ طیف وسیعتری را نسبت به موسیقی کلاسیک تشکیل می دهند. 

2.  موسیقی پاپ معمولا پیرامونهایی زیبا، چشمنواز و جذاب دارد. دکور روی صحنه، اکت خواننده ها و نوازنده ها، جلوه های دیجیتالی و دکوپاژ، مهندسی مدرن صدا و ایجاد افکتهای متنوع صوتی، استفاده از سازهای دیجیتال و حتی پوشش های عجیب و غریب و جذاب هنرمندان روی صحنه، باعث جذب مخاطبین در تمام سنین می شود. به طوری که شما در این کنسرتها به وفور می توانید افرادی را که پا به سن گذاشته و حتی پیر هستند مشاهده کنید. 


3.   اشعار و ترانه های موسیقی پاپ، معمولا عامیانه و بی تکلف است. طبیعی است که افراد به راحتی جذب این اشعار ساده و صمیمی شوند و با شنیدن آنها «خودانگاری» کنند، زیرا درک مفاهیم ترانه برای آنها بسیار ساده است.

4.   اینکه بگوییم موسیقی پاپ موسیقی غیر علمی و بی در و پیکر است، اشتباه کرده ایم. این موسیقی نیز کاملا تحت تاثیر قوانین موسیقی ساخته می شود. قواعد هارمونی، کنترپوان، جمله بندی و ...در این موسیقی به شدت تحت تاثیر قوانین موسیقی کلاسیک است. البته دایره این قوانین بسیار بازتر است.


5.   هیچ هنرمندی را نمی توان از منظر اخلاق بررسی کرد. هیچ هنرمندی روی صحنه به شما درس اخلاق نمی دهد. او فقط هنرش را با شما به اشتراک می گذارد. ولی در این بین هنرمندانی هم هستند که خودشان دوست دارند از منظر اخلاق نیز مورد بررسی قرار گیرند. این هنرمندان در مورد مسائل اجتماعی واکنش نشان می دهند و آنها را از منظر اخلاق اجتماعی مورد کنکاش و بررسی قرار می دهند. بنابراین این حق را به مخاطب خود می دهند تا خود او را از منظر اخلاقی مورد بررسی قرار دهند. این واکنش ها گاهی باعث ایجاد یک محبوبیت بی نظیر و یا یک تنفر شدید بین عموم اقشار جامعه می شود. ولی اینکه بگوییم تمام موسیقیدانان سنتی، با اخلاق و تمام موسیقیدانان پاپ بی اخلاق هستند، اصلا منطقی نیست. در سالهای گذشته دیده ایم که برخی از هنرمندان پاپ و سنتی، از منظر اخلاقی خود را به ورطه سقوط رساندند و محبوبیت خود را به سرعت از دست دادند. ژانر موسیقی هیچ ربطی به مسائل اخلاقی ندارد.

6.   در سالهای گذشته، هنرمندان موسیقی سنتی، به ندرت به دنبال ایجاد نوآوری و تنوع در آثار خود بوده اند. «حسین علیزاده» در گفتگو با نشریه «ماهور» گفته بود: نمیدانم این موسیقی که من می نوازم چه نامی دارد. نمی توانم نام سنتی به آن بدهم. زیرا وقتی واژه «سنت» به میان می آید، ناخودآگاه ذهن انسان از نوآوری و ابتکار خالی می شود. زیرا سنت، به شدت مخالف نوآوری و ایده پردازی های سبکبالانه است. بسیاری از هنرمندان ما هنوز به طبل نوار پوسیده ی آواز و جواب آواز می کوبند.

7.   کیوان ساکت از نظریه پردازان موسیقی ملی ایران – و نه سنتی – حتی کاربرد ردیف را هم مورد نقد قرار می دهد و آن را مخالف و معاند نوآوری و ابتکار در موسیقی می داند. با این وجود باز هم در کنسرتهای موسیقی سنتی میبینیم و می شنویم که خواننده دقایق زیادی از برنامه را به خواندن آواز و یا تکنوازی های خسته کننده و ملال آور می پردازد.

8.  همانطور که یک هنرمند موسیقی پاپ ممکن است اثر ضعیفی را به لحاظ تکنیکی و علمی تولید کند، یک هنرمند موسیقی سنتی هم ممکن است دچار این خطاها بشود. آیا خواننده سنتی فالش نمی خواند؟ آیا نوازنده فالش نمی زند؟ آیا همه قطعات ساخته شده در موسیقی سنتی، فنی و درست و مبتنی بر علم موسیقی است؟
پاسخ صد در صد منفی است. دیده شده است که حتی یک خواننده موسیقی سنتی، که تعصبی عجیب و غریب بر موسیقی خود دارد، اشعار قطعات خود را اشتباه می خواند و حتی معانی آنها را نمی فهمد. اگر قرار است حافظ و سعدی و مولانا را معرفی کنیم، باید معرفی درستی داشته باشیم. دفاع بد از یک واقعیت درست، آن را تبدیل به یک حرافی بی ارزش می کند.

9.   بسیاری از هنرمندان موسیقی سنتی که به پاپ اعتراض دارند، حتی تصور درست و درمانی از موسیقی پاپ ندارند. آنها با موسیقی هایی به مخالفت می پردازند که اساسا پاپ نیستند. این هنرمندان بعضا خود در حد یک هنرجوی موسیقی سنتی هم نیستند و با مبانی علمی و عمومی موسیقی، حتی نت خوانی بسیار ساده آشنایی ندارند. هر کسی که دو روز ساز سنتی در دست بگیرد، متخصص و منتقد انواع موسیقی نخواهد شد. 

10.  برخی از طرفداران موسیقی سنتی، موسیقی  پاپ را ساده و در دسترس، سطحی و بی ارزش می دانند. این مسئله حتی در سطوح بالاتر موسیقی نیز اتفاق می افتد. به عنوان مثال، بسیاری از پیانیستهای حرفه ای در ژانر کلاسیک، «سامان احتشامی» را مطرب، رقاص، دلقک، شومن و کوچه بازاری معرفی می کنند. اما چرا یک هنرمند به نام و خواننده بسیار خوب کشورمان، مانند علی زند وکیل، برای ضبط آثار خود از این پیانیست استفاده می کند؟ چرا هنوز کنسرتهای او پر طرفدار است؟ آیا مردم بی سلیقه اند یا سامان احتشامی با اداهای پوپولیستی سعی دارد آنها را گول بزند و یک موسیقی بی ارزش را به خورد آنها بدهد و پول آنها را به جیب بزند؟ هنوز هم ما نمی دانیم دلیل محبوبیت نوازندگان متوسطی مثل «آنا پولونسکی» چه بوده است. اما می دانیم که بلیط کنسرتهای او بسیار زودتر از نوازندگان به نام و مشهورتر فروش رفته است. ایا سلیقه ها شهرت تولید می کند، یا شهرت بیجا و سطحی است که سلایق را به سوی خود می کشد؟
از اینکه بگذریم، در طول سالهای اخیر، کنسرتهای فراوانی را در ژانر سنتی دیده ایم. بسیاری از این کنسرتها به حدی ضعیف و بی کیفیت بوده اند که فریاد علاقمندان جدی و پر و پا قرص موسیقی سنتی هم به آسمان رفته است. این کنسرتها نیز بسیار سطحی، با نوازندگان و خوانندگان ضعیف و بدون هیچگونه نوآوری برگزار شده است که نتیجه ای به جر هدر رفتن وقت و پول مخاطب را به همراه نداشته است. واقعا در کل کشور چند گروه سنتی به نام، مانند کامکارها را می شناسید که ناب ترین موسیقی ایرانی را تقدیم شنونده هایش کند. آیا موسیقی سنتی، باید همیشه باوقار و سنگین و غمگین باشد؟ استاد شجریان را بارها و بارها بشنوید. آیا خسته می شوید؟ کامکارها را بشنوید. خون در رگهای شما به جوش می آید و به ایرانی بودن خود افتخار می کنید. شهرام ناظری را گوش کنید. در این بین هنرمندانی هم هستند که در این ژانر فعالیت دارند و سعی دارند خود را به هر نحو ممکن به شجریان و ناظری و کامکارها بچسبانند، اما هیچ کار جدی انجام نمی دهند. شنونده برای آنها خیلی با ارزش نیست. با طیف وسیع شنوندگان جوان کاری ندارند. موسیقی آنها موسیقی پیرمردها و پیر زنهاست که به یاد جوانی بیفتند و اشکهایشان جاری شود. آیا نمیتوان قطعات پر شور و حرارت و ریتمیک و مهیج برای موسیقی سنتی نوشت؟ چرا کامکارها می توانند؟ آیا هر موسیقی ریتمیک و تند بی ارزش و سطحی است؟

11.  از هنرمندان موسیقی سنتی که به موسیقی پاپ ایراد می گیرند می پرسم که خود شما چه حرکتی برای جذب شنوندگان جوان خود انجام داده اید؟ چه نوآوری و چه ابتکاری به خرج داده اید؟ جوان شور و هیجان می خواهد. آیا توانسته اید این شور و هیجان را در مخاطب خود ایجاد کنید؟ آیا موسیقی ضربی و تند و مهیج، ارزش موسیقی را می کاهد؟ آیا شما توانسته اید موسیقی سنتی واقعی را به جوانان معرفی کنید؟ آیا خود شما با موسیقی سنتی کشورمان کاملا آشنایی دارید؟ آیا می توانید چند دقیقه به صورت دشیفر با مترونم در استودیو بنوازید؟ آیا واقعا می توانید ساز خود را به طور دقیق و درست کوک کنید؟ آیا می توانید ساز خود را به صورت سُلو، در یک ارکستر بزرگ بنوازید و آن را معرفی کنید؟ آیا توانسته اید شادی و هیجان را در قطعات خود نشان دهید؟ آیا توانسته اید حافظ و مولانا را در موسیقی خود به مخاطب بشناسانید؟ آیا می توانید علاقه مردم را مدیریت کنید؟ آیا می توانید سلایق مردم را تغییر دهید؟ اینها با حرف و مقاله اتفاق نمی افتد. باید کار کنید و با آثار خود، مخاطب جوان را به خود جذب کنید. ما نمی توانیم به زور، سلایق مردم را تغییر دهیم.  
 

مطالب
موسیقی پاپ
کنسرت موسیقی پاپ، خوب یا بد؟
آموزش آواز ایرانی
مکتب آواز تهران با حضور استاد منتشری